10 کلید موفقیت از نظر دیپاک چوپرا
2- در «حال» زندگى کنید، چون این تنها لحظهاى است که در اختیار دارید. توجه و تمرکز خود را بر هر آنچه اینجا و اکنون است معطوف دارید و جستجوگر «کمال» در هر لحظه باشید. هر چه برایتان پیش میآید را تمام و کمال بپذیرید. در این صورت است که میتوانید از آن لذت ببرید، از آن درس بگیرید و سپس رهایش کنید. «حال» همان گونه است که باید میبود. بی نهایت قانون طبیعت دست به دست هم دادهاند تا این لحظه خاص، این تفکر خاص و این تلقى خاص را براى شما به وجود آورند. این لحظه بدین گونه است زیرا کلّ جهان هستى بدین گونه است. سعى نکنید بابی نهایت چیز مختلف از سر ستیزهجوئى برآئید. بلکه در عوض، خود را با آنها یگانه سازید.
3- زمانهایى را براى سکوت، مراقبه (مدیتیشن) و گفتگوهاى درونى با خودتان اختصاص دهید. در این لحظههاى سکوت و آرامش، به زندگى درونى خود توجه کنید و با منبع آگاهیهاى خالص خود دوباره ارتباط برقرار کنید و اجازه دهید به جاى این که تعبیر و تفسیرهاى تحمیلى خارجى به شما بگوید چه چیزى براى شما خوب است و چه چیزى براى شما خوب نیست، شهود و مکاشفه درونى شما را راهنمایى کند.
4- نیاز خود براى تأیید شدن توسط دیگران را کنار بگذارید. (شما تنها قاضى ارزشهاى خود هستید) و هدف شما کشف ارزشهاى بیشمار در درون خود است، صرفنظر از این که دیگران چه فکرى کنند. اگر این را بپذیرید، آزادى بزرگى به دست میآورید.
5- هنگامى که در خود احساس خشم یا مخالفت با یک نفر یا یک وضعیت کردید، قبول کنید که دارید تنها با خودتان مبارزه میکنید. مقابله کردن، یک واکنش دفاعى است که بر اثر آسیبهاى کهنه به وجود میآید. با دست کشیدن از خشم خود، هم به بهبود حالتان کمک میکنید و هم با جریان هستى هماهنگ میشوید.
6- بدانید که دنیاى «خارج» انعکاس واقعیت «درونی» شماست. واکنشهایى که نسبت به افراد نشان میدهید، چه عشق و چه نفرت، بازتاب دنیاى درونى شماست. آن چیز که بیشترین نفرت را از او دارید، چیزى است که آن را بیشتر از سایر چیزها در درون خود انکار میکنید و آن چیز که بیشتر از بقیه چیزها بدان عشق میورزید، چیزى است که بیشتر از هر چیز دیگر در درون خود آرزویش را دارید. از آینه روابطتان براى تکامل خود راهنمایى بگیرید. هدف، خودآگاهى کامل است. هنگامى که بدان دست یافتید، هر چیز را که طلب کنید به طور خودکار برایتان فراهم است و هر چیزى را که دوست نداشته باشید به طور خودکار ناپدید خواهد شد .
7- بار سنگین «قضاوت کردن» را از دوشتان بردارید تا احساس سبکى کنید. قضاوت، جنبههاى ارزشى درست یا غلط را بر یک وضعیت تحمیل میکند. هر چیز قابل درک و بخشش است، امّا وقتى درباره آن قضاوت میکنید، امکان درک کردن را از بین میبرید و فرایند یادگیرى عشق ورزیدن را قطع میکنید. شما وقتى درباره دیگران قضاوت میکنید، در واقع کمبود خویشتنپذیرى خود را بروز میدهید. به یادداشته باشید که با بخشیدن هر نفر، بر میزان عشق به خود میافزائید.
8- بدن خود را با خوراکیها، نوشیدنیها و عواطف ناسالم آلوده نکنید. بدن شما وظیفهاش فقط پشتیبانى از حیات شما نیست بلکه وسیلهاى است که شما را در سفر به سمت تکامل حمل میکند. سلامت هر سلّول، مستقیماً در وضعیت سلامت کلّى شما موثر است زیرا هر سلّول در حکم یک نقطه آگاهى در مجموعه آگاهیهایى است که شما باشید.
9- رفتارهاى با انگیزه ترس را با رفتارهاى با انگیزه عشق جایگزین سازید. ترس ناشى از خاطراتى است که در گذشته در ذهن ما جا گرفته است. با یادآوردن آنچه در گذشته ما را ناراحت کرده، انرژیهاى خود را به سمتى هدایت میکنیم که مطمئن شویم یک آسیب قدیمى دوباره خود را تکرار نکند. امّا با تحمیل گذشته بر حال، هرگز نمیتوانیم تهدید آسیب دیدن دوباره را برطرف سازیم. این کار تنها هنگامى اتفاق میافتد که سپر امنیتى خودمان را کشف کنیم و آن چیزى جز عشق نیست. وقتى رفتارهاى ما با انگیزه عشق وحقایق درونى باشد، میتوانیم با هر تهدیدى مقابله کنیم زیرا قدرت درونى ما در برابر ترس نفوذ ناپذیر است. رفتارهاى با انگیزه ترس را با رفتارهاى با انگیزه عشق جایگزین سازید. ترس ناشى از خاطراتى است که در گذشته در ذهن ما جا گرفته است. با یادآوردن آنچه در گذشته ما را ناراحت کرده، انرژیهاى خود را به سمتى هدایت میکنیم که مطمئن شویم یک آسیب قدیمى دوباره خود را تکرار نکند. امّا با تحمیل گذشته بر حال، هرگز نمیتوانیم تهدید آسیب دیدن دوباره را برطرف سازیم. این کار تنها هنگامى اتفاق میافتد که سپر امنیتى خودمان را کشف کنیم و آن چیزى جز عشق نیست. وقتى رفتارهاى ما با انگیزه عشق وحقایق درونى باشد، میتوانیم با هر تهدیدى مقابله کنیم زیرا قدرت درونى ما در برابر ترس نفوذ ناپذیر است.
10- این را بدانید که دنیاى بیرونی، تنها آینهاى از یک هوشمندى عمیقتر است.
این هوش و خرد، سازماندهنده ناپیداى همه چیز در عالم هستى است و چون بخشى از آن در وجود شما قرار دارد، شما هم در سازماندهى امور جهان شریکید. بنابراین، شما به طور جداییناپذیرى با همه چیز پیوند دارید. پس وجود افکار مسموم و ناسالم در ذهن شما بر کل هوشمندى جهان اثر منفى میگذارد. زیستن در حالت تعادل و خلوص، هم براى خود شما و هم براى کره زمین بهترین چیز است.